السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

54

تفسير الميزان ( فارسي )

جهت دين را ميزان ناميده كه عقايد و اعمال به وسيله آن سنجش مىشود ، و در نتيجه در روز قيامت هم بر طبق آن سنجش محاسبه و جزاء داده مىشود . پس ميزان عبارت است از دين با اصول و فروعش . و مؤيد اين وجه كلام ديگر خداى تعالى است كه مىفرمايد : « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَأَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْمِيزانَ » « 1 » چون ظاهر اينكه فرموده : « معهم با آنان » اين است كه مراد از ميزان همان دين باشد . بعضى از مفسرين « 2 » گفته‌اند ميزان به معناى عدل است ، و اگر عدل ميزان خوانده شده بدين جهت است كه ميزان وسيله برقرارى انصاف و مساوات در بين مردم است و عدل نيز چنين است . آن گاه براى گفته خود چنين تاييد آورده كه در سابق در آيه : « وَأُمِرْتُ لأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ » كلمه عدل ذكر شده بود ، پس معلوم مىشود منظور از ميزان همان عدل است . ليكن ما اين معنا را قبول نمىكنيم ، براى اينكه در خود آيه هيچ شاهدى بر اين نيست كه منظور از ميزان ، عدل باشد . و ما در سابق در معناى آيه « لاعدل » گفتيم كه مراد از عدل اين است كه آن جناب در تبليغ رسالت خود و در اجراى احكام خدا بين مردم فرق و تفاوت نگذارد ، و خلاصه مراد از عدل برقرار كردن مساوات در بين همه طبقات است ، نه عدالت قاضى و حاكم . بعضى ديگر گفته‌اند : « 3 » مراد از ميزان همان ترازوى معروف است ، كه با آن سنگينى چيزى سنجيده مىشود . و خواننده خودش مىداند كه اين تفسير درست نيست . بعضى ديگر گفته‌اند : « 4 » مراد از ميزان ، رسول خدا ( ص ) است . البته ممكن است كلام اين مفسر را به همان وجهى كه ما آورديم ارجاع داد ، چون ما گفتيم مراد از ميزان ، دين خدا با اصول و فروع آن است ، و معلوم است كه رسول خدا ( ص ) مصداق تمام عيار آن است ، چون ترازويى است كه وزن دين دارى تك تك امت به وسيله او سنجيده مىشود و هر فردى كه بيشتر به آن جناب شباهت دارد ، ديندارتر ، و هر فردى كه كمتر شباهت دارد دينش كمتر است ، ولى با اين حال اين توجيه با آيه 25 سوره حديد كه چند سطر قبل گذشت آن طور كه بايد نمىسازد .

--> ( 1 ) ما فرستادگان خود را با آياتى روشن فرستاديم ، و با آنان كتاب و ميزان نازل كرديم . سوره حديد ، آيه 25 . ( 2 و 3 ) روح المعانى ، ج 25 ، ص 26 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 9 ، ص 26 .